نام محله ها و مکانهای لنگرود

                    ...........................

ا- رکج محله و کاسگر محله  : به علت اینکه محل سکونت کوزه گران و سفال گران بودند به این نام ،نامیده شدند .

2-راه پشته : چون رودخانه لنگرود دارای "کند" یا بلندی ومحل آمد و شد مردم بوده  ودر گویش لنگرودی به آن پشته (خشکی)می گویند به این نام معروف شده است و به نظرم یکی از قدیمی ترین محله های لنگرود می باشد .

3-  اوسر محله : این محله که در انتهای محله راه پشته قرار دارد و بخاطر قرار گرفتن در آنسر محله  راه پشته به آنسرمحله یا به گویش لنگرودیها اوسر محله معرف است .

4-خراط محله : ساکنین اولیه این محله از ایل خراط یا هراط بودند و کارشان خراطی و پرورش نوعی مرغ بوده که به هراطی کرک معروف بود.

5- آزاد کله " این مکان به علت داشت درختان ازاد که متعلق به مرحوم ناصر پزشک بود به این نلم نامیده شده و الان لیلا شهر معروف است .

6-تولازده : تول +آ +زده . تول = آب و گل مخلوط شده + آ=آب + زده.چون  در قدیم در این محل آب گل آلود زیاد جمع می شده به تول آب زده یا تولازده معروف است .

7-هزاربته " محدوده فرمانداری سابق و زمین فوتبال و اول جاده لیلاکوه بود لنگرودیها این محل را به علت داشتن تعداد بی شمار درخت تبریزی ،هزلر بته نام نهادند.

8-گو ن گو نئی ور : این مکان از مکانهای خیلی قدیمی نیست و علت نام گذاری آن گذاشتن چند عدد گنگ(3 الی 4عدد ) جهت عبور مرور مردم از لنگرود به تولازده ،لی لی کوه و... وبالعکس بوده است . محل آن اول جاده کمر بندی و رویروی جاده لی لی کوه بود و بقول شادروران پاینده که سروده است " کون گو نیئی ور کاغذ هوائی رها دایم /کاغذ گردا گودیم چرخه جی قاصد سرادایم .

9-قصاب محله :قصب یک گیاه است شبیه نی و نوعی پارچه ظریف که از کتان می بافند می گویند نام این محل قصب محله بوده و بعد ها در محاوره به قصاب محله شده است و یک نظر هم می گویند که  ساکنین اولیه این محل قصاب بودند .و به همین نام ،نامیده شداست .

10-آسید عبدالله : این محله از نام امامزاده ای که درآن مدفون هست نام بردار شده است .

11-خرسه وی یئر : در گویش لنگرودیها خرسه به معنای زالو هست و وی یئر به معنای گُدار چون در این گدار زالو زیاد داشت  و خرسه وی یئر  درگویش لنگرودی به معنای  گُداری که زالو دارد به این نام معروف بود . این محل واقع در پشت شهرداری فعلی و تا حدود جاده کمر بندی بود .

12- کولی خیل: این محل که الان از بین رفته در محدوده پارک فجر فعلی قرار داشت . و علت نام گذاری هم این بوده است . خیل به محل اقامت موقت یا دائمی قوم خاصی گفته میشود و کولی خیل به معنای محل اقامت کولی بود .

13- کیش دَمُرده خال : این محل  جلوی  در جلوی ساختمان شهرداری فعلی و در محدوده پاساژ ثلاث و اداره نوغان بوده والان از بین رفته است .کیش=گش= گیشه =گیشا =عروس و دمرده = مردن بر اثر نرسیدن هوا (خفه شدن) است و خال = قطعه ای از مزرعه برنج و کیش دمرده خال به معنای عروسی که در آب یک قطعه از مزرعه برنج غرق شده است. در این محل کاهوی هم خوبی تولید می شد .

14- برف چاکول :این مکان پشت اداره نوغان بوده است . چا=چاه و کول = مرز و چون در قدیم اینجا چاهائی برای ذخیره برف جهت استفاده در تابستان داشت به این نام معرو بود .

15-سبزه میدان : به علت داشتن دشتی پر از چمن همانند چمن زمین فوتبال ،به این نام معروف شد . بعضی شهرها یک همچنین محلی دارند .من چمن سبز این محل را قشنگ بخاطر دارم.

16-باروتچی باغ : مکانی که توت زار بوده ویک ساختمان در داخل باغ بود که در آن باروت تولید می شد .در قدیم یکی از صنایع لنگرود تولید باروت بوده واز جمله ارقام صادرات این شهر به شمار می آمد .این مکان از ورودی میدان بسیج فعلی لنگرود به طرف چالکیاسر در سمت چپ جاده بوده است

17-سالی پاکه :نام این محله از کلمه سالی=دام ماهیگیری که بادست می اندازند +پاکه = مکان منتخب ماهیگیر برای ماهیگیری تشکیل شده ودر جمع به معنای محله ای که جایگاه ماهیگیر بوده است .

18-فشکالی : این محله نامش را از حاکمی که در آن زندگی می کرده گرفته است .

19-انزلی محله : در گذشته کسانی از بندر اتزلی جهت کرجی سازی به لنگرود آمدند ودر این محل ساکن شدند وانزلی محله  نامش را از این ساکنان گرفت .

20=صحرا تخته پول : این مکان زیاد قدمت ندارد در گذشته جهت رسیدن به ارباسان و آبادیهای اطراف آن یا از پل خشتی انزلی محله می رفتند یا از پل چوبی راه پشته به انزلی محله .بعدها پل چوبی در این مکان ساختند و چون بعد از این پل مردمانی سکونت نداشتند و همه جا صحرا و باغ توت و خیلی کم مزرعه بود نام این مکان را صحرا تخت پول یا صحرا تخت پورد معروف شد .

21=آتیشکار باغ : مکانی هست که نامش را از صاحب باغی به همین نام (آتشکار)گرفت و بعد از این باغ ،باغهای توت متعلق به ساکنین آنسرمحله بود ورودی این مکان از راه پشته و از محلی بنام کولَئی (تپه کوچک) بود که الان تمام این باغهای توت تبدیل به  منازل مسکونی شده است و به آنسر محله خیابان دارد .

22- دباغ محله : این محله نامش را از ساکنین اولیه که کارشان دباغی بوده گرفته است .

23-سلطان محله : این محله قبل از این که به این نام معروف شود سوتال محله نام داشت و سوتال در گویش لنگرودی به معنای فقیر و ندار هست و بعدها آخوندی  بنام سلطان از ابهر آمد ودر اینجا ساکن شد و این محله شد سلطان محله .من در تعجبم که بعضی کسان و مکان چه زود و چه راحت ترقی می کنند .این محل هم اکنون به دکتر طلوع کوچه شناخته می شود .تا بعدن به چه نامی شناخته خواهد شد خدا کریم هست.

24-زرگر کوچه : این کوچه باغ ملی را به خیابا ن اصلی شهر مرتبط می کند نامش را به علت اینکه زرگران در این کوچه اشتغال داشتند به زرگر کوچه معروف بود . زرگرها هنگام ساخت قطعات طلا سوهان کای هم میکنند و براده ای که از این سوهان کاری حاصل می شودمعولا به صاحبش بر نمی گردانند ساکنین فشکالی و سالی پاکه و کسگر محله مرده خود را از این کوچه به وادی تشییع نمی کردن چون معتقد بودند این عمل زرگرها حرام بوده و واگر چشم زرگرها به مرده شان بیفتد مکروه است .

 

25- ارسطو باغ : این باغ که در جاده چمخاله و ابتدای جاده آبادی موبندان قرار داشت و الان به محل مسکونی تبدیل شده است وسیله شخصی بنام دکتر ارسطو تائید که در لنگرود به طبابت اشتغال داشته و مطبش پشت مسجد جامع بود خریداری و آباد گردید . دکتر ابتدا در این باغ به کار کشاورزی پرداخت واز جمله محصولی که آز این باغ به بازار لنگرود می آمد سیب زمینی خیلی خوب ودرشت بود که مردم از تعجب می گفتند "ای سیب زمینی کوره شه"(این سیب زمینی کجائیه )؟.و الان این باغ تبدیل به منازل مسکونی شده است .

26-حسن زاده باغ : باغ توت بوده و مالکش  در آن باغ دو تلمبار نوغان داشت بعد تصمیم می گیرد که در آن سینما بسازد که بعد ساختمان این سینما تبدیل می شود به حمام  که به حمام جوادین معروف هست  . این باغ از طرف غرب به دباغ محله واز طرف جنوب به زمینهای مرحوم ساحلی و مرحوم  پیش نماز زاده متصل بود .

27- ساحلی باغ : باغی بزرگ  بود و درخت گردو در آن زیاد بود .بعدها این باغ وسیله مرحوم ادیب مراد خریداری و تبدیل به مسکونی شد و شهرداری نام خیابانش را بابک نهاد . اولین بانک کشاورزی شعبه لنگرود در این مکان ساخته شد و حسنعلی منصور نخست وزیر وقت آن را افتتاح کرد .

28- حسن خراز باغ : باعی بود در اول جاده لاهیجان و در سمت راست این جاده .که الان مسکونی هست از جمله محصول این باغ کونوس (ازگیل) بود.

29-حسینیه : حسینیه یا حسینیها اسم عمارتی بود که در یک محوطه وسیعی در محله بازا جدید لنگرود بعد از کوزه فروشان قرار داشت که الا آن ساختمان را خراب کردن و شده محل استقرار بساط میوه فروشان .این محل را به مناسبت این ساختمان حسینیه می گفتند .

30-کوزه فروشان : این مکان که الان هم به کوزه فروشان معروف هست . به دلیل اینکه چند باب مغازه کوزه فروشی داشت به این نام معروف شده است .

31-امینی باغ : باغی بود که اطرافش درخت تبریزی و زمینش چمن خوبی برای چریدن گاو و گوسفند داشت  که در نزدیکی روز قربان اغلب بچه ها گوسفندانشان را برای چرا به این باغ می آوردند و الان طبق وصیت مرحوم امینی مالک این باغ تبدیل به بیمارستان امینی و بانک ملی و ساختمان هلال احمر شده است .

32- نظام باغ : باغی بود که بعد از وادی و تقریبا روبروی آزاد کله قرار داشت و توت زار بود واز سمت جنوب به رودخانه لنگرود و بقعه درویشانبر مجاورت داشت و متعلق به آقای فصیحی آخوند بود.

33-آباگردی: مکانی بود بعد از نظام باغ ودر مسیر روستای لوکولایه . علت نام گذاری آن این بود که آب رودخانه در این محل با چرخشی به دور خود عبور می کرد . عمق رودخانه در این مکان زیاد بود و محل مناسبی برای شنا بود .

34-نبوی باغ : باغی بود وسیع در ابتدای جاده انزلی محله به سادات محله که بعضی از مردم لنگرود در آن کشت وکار می کردند. کشارگاه آن موقع شهرداری هم در این محدوده قرار داشت .

35-حاج قاسم صحرا : زمین وسیعی بود بعداز روستای موبندان (مَمَندون) که از یک طرف به رودخانه لنگرود متصل بود واز طرف دیگر به جاده چمخاله . مردم لنگرود بعضا در آن کشت و کار میکردند و و راه ارتباطی آنها با این باغ از مسیر رودخانه لنگرود بود و با قایق از لنگرود به این باغ رفت و امد می کردند و بعد از برداشت محصولشان آنها را با قایق به کَندی(محلی کم عمق از کنار رودخانه که می توان قایق را بست وبه خشکی قدم گذاشت) که نزدیک به خانه هایشان بود  حمل می کردند وبا چونپایه یا کول کردن و خانمها بر سرشان گذاشتند به خانه هایشان می بردند.حالا که از این صحرا گفتم شایسته میدانم که از مش محرم نوروزی که از هموطنان آذری مقیم لنگرود بودند ودر کوزه فروشان کافه ای بنام کافه ماه داشتند و در این صحرا به هزینه خودش چاهی حفر نمود تا کشتکارانی که به این باغ می آیند تشنه نمانند و وصیت کرد هرکس از این چاه آب بر میدارد اول باید دو کوزه آب از چاه به نوکه(ناو کوچک) جهت نوشیدن حیوانات بریزند و بعد برای خود آب بردارند .چه فکر جالبی بود روانش شاد باد .

36-سفید آسونه: مکانی بود که امروز به آسید محمد معروف هست و مجاور کیاکلایه قرار دارد . بنظرم چون ساختمان این امامزاده به رنگ سفید بود به این نام معروف شد .

37 - درمچید : در مچید یا درمسجد و یا درب مسجد محله ای هست بعد از مسجد جامع فعلی تا محله آسید عبدالله و قصاب محله .می گویند نام این محل بخاطر مسجد جامع بوده است .

38- گنبس(کنبد) پیر بهادر :گنبدی بود که در جلوی مسجد بازار فعلی لنگرود قرار داشت و این گنبد بنام عارفی به همین نام معروف بود ودر دهه 1320 خرابش کردند . در نزد لنگرودیها هر معامله ای که درست و بی غش بود می گفتندگ گنبس زیر مال بهه  "(زیر گنبد مال خریده )است  .

39 –کهنه حمومئی: حمامی بود که جلوی مسجد امینی قرار داشت که درب ورودی آن روبروی فلکه و انتهای آن به َنزدیکی منزل مرخوم امینی بود این حمام را بخاطر ایجاد خیابان فعلی خراب کردند و حمامی بعد از کوچه کفش ملی ساختند که بهمان کهنه حمومئی معروف بود که این یکی را هم خراب کردند .

40-رضوانی باغ : باغی بود که درخت توت داشت و محل شکار با رزین چو (سنگ انداز) بچه ها در فصل زمستان بود که الان تمام آن تبدیل به منازل مسکونی شده است .این باغ نرسیده به سازمان چای در مسیر کاسگرمحله واقع بود .

41-قاسم اوف کارخونه : مرحوم قاسم اوف از بازرگانان بزرگ لنگرود بود که ساختمانهای زیادی در لنگرود ساختند که یکی هم کارخانه پیله بود و مکانش روبروی بیمارستان امینی بود که بعدها در این مکان ساختمان آموزش و پرورش درست کردند .این کارخانه به توسر کونی (تویسرکانی )اداره هم معروف بود

42-مرادعلی بیگی باغ :باغی بود بعد از باغ رضوانی جنب سازمان چای فعلی که الان تبدیا به منازل مسکونی شده است .

43- فیدائی باغ (فدائی باغ):باغ کوچکی بود جنب اداره برق فعلی که الان تبدیل به پاساژشده است .این باغ کوچک و حیاطش ساختمانی کوچک و چند اصله درخت قطور و تخت های چوبی که محل نشستن مشتریان جهت صرف چائی بود .

44-دیکون ورَی : در امتداد جاده لنگرود به لی لی کوه درست روبروی جاده سالکویه یک مغازه کوچکی بود که محل تجمع و مشورت دزدان منطقه بود ودر بغل این دکان تنها یک ساختمان مسکونی بود که بنام صاحبش به"صغرا عمای خونه"معروف بود

45-صمدخونی حمٌوم:این حمام در ضلع شمالی باغ ملی نرسیده به منزل منجم باشی بود  و در جوارش مسجدی به همین نام که اول مسجد و بعدها خود حمام تخریب شده است چون نام مالکش "صمدانی"بود نام این مکان به نام صاحبش معروف بود .

46-شریف خون حمٌوم:حمام شریف خان بعد از حمام منجم باشی {حیدری حمٌوم) بطرف رودخانه لنگرود ودر سمت جنوبی کوچه قرار داشت و بعدها خراب و تبدیل به منزل مسکونی گردید . نام مالکش شریف خان بود این حمام به حمام شریف خانی معروف بود .

47-نقوی باغ : باغی بود در انتهای انزلی محله ودر مسیر سدر محله .که مردم لنگرود در آن کشت وزرع می کردند .اولین کشتارگاه لنگرود در جوار این باغ و در جاده سدر محله بود .مرحوم نقوی داماد زنده یاد امینی لنگرودی بودن و منزلشان پشت ساختمان دکتر ابوالهدی بود

48-آبهرومی: مکانی بود بعد از صحرا تخته پول و مجاورت خالئی (رود کوچک) و الان پلی احداث کردند که انتهای آنسر محله را به مسیر جاده ارباسان وصل می کند .در گذشته مردم آنسر محله جهت زودتر رسیدن به باغات و مزارع خودشان از این خالئی وی یر (گدار) می زدند.َ 

49-مدیری باغ:باغی بود بعد از زمین فوتبال در تولازده ودر مسیر جاده لنگرود به لاهیجان که باغ آلوچه شیرین بود .

50-توسلی باغ باغی توتی بود نزدیک پل بتونی  که در آن کارخانه پیله خشک کونی هم بو و الان تبدیل به بانک کشاورزی و بازار روز شده است .

51- جزایری باغ : باغی بود که در مجاورت باغ آتشکار  در راه پشته قرار داشت .

52- فرهادیان باغ : باغی بود در محله آسید عبدالله که محل بازی بچه های آن محل بود .

53- باغ دهبان و باغ خامنه و باغی هم باز بنام باغ توسلی بعد از صحرا تخته پول قرار داشت .

54- رحمانی باغ:باغی بود در صدر محله که متعلق به مرحوم رحمانی بود و از محصولات مهم این باغ کاهو بود که من تا کنون کاهوئی به بزرگی و خوشمزه گی آن ندیدم .

55- خالقی آجر کوره: کارگاه آجر خشتی (مربع) بود متعلق به خانواده خالقی که روبروی باغ کاهو مرحوم رحمانی قرار داشت .

56-د سفال کوره : کارگاه های سفال گری بود که در محله تولازده و در کنار رودخانه لنگرود ودر مسیر جاده روستای  درویشانبر قرار داشت.

57-کارخانه برق فراهانی :مرحوم فراهانی از تجاری بود که از رشت بهلنگرود آمده بود و یک کارخانه برق در مکانی که جنب پل تختی و بتونی امروزی بود ساخت و به بعضی از مناطق لنگرود برق می رساند .

58-کارخانه برق تیموری : دو برادر روس بنامهای تیمور اف ویوسف اف  که به لنگرود مهاجرت کرده بودند ضمن تجارت در لنگرود و ساختن انباری در مجاورت رودخانه بعد از پل صدیق (پل چوبی کوچک) اقدام به واردات و صادرات می کردند .بعدها با ایجاد کارخانه برق به قسمتی از شهر لنگرود برق می دادند .این کاخانه در نزد لنگرودیها به برق تیموری معروف بود .یاد آوری می کنم که این کارخانه  و کاخانه برق فراهانی  بعدها با تاسیس شرکت برق لنگرود تعطیل شد .

 

 

زبیلاکشی (zabila kaSh) ویک مثل

................

زبیلاکشی در گویش لنگرودیها به معنی کار اضافی یا همان بیگاری کاربرد  دارد . در قدیم کرجی های بادی که  برای حمل کالای صادراتی و تخلیه کالای وارداتی از طریق رودخانه لنگرود به این شهر می آمدند ودر اسکله گمرک لنگرود پهلو می گرفتند . ناخدا جهت هدایت کرجی در مواقعی که باد موافق نبود تعدادی از ملوانان را به دو طرف رودخانه که جاده داشت روانه میکرد و هر یک از ملوانان سر طنابی را که به قسمت نوک کرجی متصل بود به دوش میگرفتند وکرجی را به مقصد می کشیدند.

مزید آگاهی عرض کنم که در گذشته حمل کالا بین روستاها به لنگرود با نودومبال (قایق) بود هر گاه قایق با بار در مسیرش به علت کم عمق بودن آب مخصوصا در فصل کم آبی ،به گل می نشست قایقران بار را خالی نمیکرد بلکه چند نفر دو طرف سر قایق را طناب می بستند  وسر قایق را با زحمت و مرارت به بالا و پائین می کشیدند با این عمل در آب لپ پر(موج) ایجاد می کردند و با این موج ایجاد شده آب به قسمت کم عمق رود می رفت و نودومبال از کف رودخانه جدا می گشت و یک نفراز پاشنه نودومبال را به جلو می راند .

به این دو کار می گفتند زبیلاکشی .در گویش لنگرودی ها مثلی هست که هر گاه از یک نفربیگاری بگیرند دواصطلاح دارند که یکی می گویند آدم چکله کشی هاگینه که چکله کشی زدن شاخه های اضافی درختان بویژه درخت توت هست و دیگری َ  می گویند که " آدم زبیلا کشی ها گینه ". اگر از یکی این مثل را شنیدید از اینجا ریشه دارد .

  

چاله دَ گَنئی (چاله انداختن )

...........

در این بازی  یک چاله با قطر حدود 15سانتیمتر پای دیوار با شیب ملایمی حفر می کردند بعد از تعین نوبت پرتاب گردو بصورت شیر یا خط با سکه واگر سکه نداشتند سنگ کوچک صاف ویا تکه کوچک کوزه یا سفال شکسته(خلاط) را پیدا ویک طرف آنرا با آب دهن "فیلی"تر می نمودند و به هوا پرتاب می کردند و هر طرف  سکه یا خلاط که رو به آسمان بود از آن نفری بود که ان طرف سکه را انتخاب کرده بود .  به این  ترتیب نوبت پرتاب نفرات مشخص می گردید  .  این بازی به تعداد نفرات بستگی نداشت. هر یک از اعضاء یک یا دو گردو (با توجه به توافق قبلی) می گذاشتند و نفر نوبت اول (لیس) از محل تعین شده جهت پرتاب(حدود سه متر) ، گردوها را که در یک کف دست خود دارد به قصد انداختن گردوها به داخل چاله پرتاب میکند .اگر در این پرتاب مثلن دوتا گردو داخل چاله رفت وبقیه بیرون ماند انوقت یکی از بازیکنان باید یکی از گردوهای بیرون از چاله مانده را تعین می کند(معمولن گردوئی را نشان میدهند که در تیر رس نباشد ) و پرتاب کننده (لیس) باید با تیره اش همان گردو را هدف گیری کند و بزند اگر زد تمام گردوها از آن او میشود اگر نزند گردوئی را نمی برد  ونفر بعدی باید بیاندازد واین بازی به همین ترتیب ادامه می یابد .

نوع دیگر این بازی جفت وتک هست یعنی هنگام پرتاب کردن گردو به طرف چاله ،پرتاب کننده شرط میکندو می گوید جفت یا تک اگرمثلن گفت تک باید تعداد گردوهائی که در داخل چاله می اندازد تک باشد ، مثلن 5تا یا 3 تا باید باشد تا برنده همه گردوها باشدو اگر تمام گردو تو چاله برود باز هم برنده هست ومیگوید قُوندَ مآد م ghandomadam.اگر تک انتخاب کرد و تعداد گردوی به چاله رفته جفت باشد بازنده هست و نوبت بعدی باید پرتاب کند .و این بازی به این ترتیب ادامه می یابد . َ